هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

374

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

آنچنان كه در روايت ابو بكر الانبارى آمده گفته بود : او حق دارد كه خود را ( بگيرد ) به خدا كه اگر شمشيرش نبود اسلام بنياد نمىگرفت . و گفته بود : او از همه قضاوتش درستتر ، باسابقه‌تر و پرافتخارتر است و گفته بود : اگر عهده‌دار خلافت شود آنان را در چارچوب كتاب خدا و سنت رسول خداى ، قرار مىدهد و به امير المؤمنين گفته بود : به خدا سوگند كه حق تعالى ترا در نظر گرفته بود ولى قوم تو ، ترا از آن بازداشتند و ديگر اظهاراتى كه همهء مردم گمان مىكردند عمر مسلما خلافت را به او واگذار خواهد كرد به علاوه پيش‌بينى كعب الاحبار چند روزى پيش از حادثهء ترور كه هر پژوهشگرى را بر آن مىدارد كه توطئه و نقشه‌اى در كار بود كه او خود يكى از قهرمانانش بشمار مىرفته است يا لااقل با خوشبينانه‌ترين گمانها ، او در جريان آن قرار داشته است او ( كعب الاحبار ) سعى داشته كه با اين پيش‌بينى - كه البته من در آن ترديد دارم - خود را در چهرهء آگاه به غيبت و از آنجا قدرت انجام خواسته‌هاى خود را به نمايش گذارد و همچنانكه گفتيم اين كعب الاحبار همواره در جهت منافع كسانى كار مىكرد كه در پى ويرانى اسلام بوده‌اند و بدون ترديد دارو دسته و حزب امويها ، از جمله سرشناس‌ترين كسان در اين ستمگرى بوده‌اند و براى همين هم بود كه كعب الاحبار ، در بارگاه خليفه جديد ( عثمان ) مقام صدارت و صدرنشينى را احراز كرد و در مشورتهايش او را فراموش نمىكرد و هيچ كس جرأت نمىكرد به او توهينى و اسائه ادبى روا دارد و تا آخرين لحظهء حيات خود در كنار امويها باقى ماند و آنها ، در او بهترين يار و ياور ايشان در دروغ‌پردازى و بهتان زنى عليه اسلام و حاميان مخلص آن ، يافتند ؛ اينها همه تأييدى بر آن است كه ترور عمر بن الخطاب به دست ابو لؤلؤة و با يارى جفينه و الهرمزان ، ثمرهء توطئه از پيش طرح‌ريزىشده‌اى از سوى خود صحابه بوده و اينان تنها مجرى آن بوده‌اند و از قهرمانان اين توطئه مغيرة بن شعبه ، سعد بن ابى وقاص اموى و عمرو بن العاص و حزب اموى به رهبرى ابو سفيان و نيز با فرض درستى آنچه كه مورخين از كعب الاحبار نقل كرده‌اند او نيز شريك جرم آنها يا آگاه از آن بوده و لذا در طرح موضوع پيش‌بينى خود با عمر بن - الخطاب به آن شكلى وارد شده كه هيچ كس را مورد اتهام قرار ندهد و براى خود نزد او ، منزلتى دست و پا كند . آنها به خواستهء خود رسيدند و همه چيز طبق پيش‌بينى آنها ، جريان يافت و حزب اموى ، بواسطهء شورايى كه خليفه فقيد در نظر گرفته بود ، به قدرت رسيد و بعيد هم نيست كه هم اينان ، با چنان سرعتى به شتاب ، عبيد اللّه بن عمر را به قتل جفينه و الهرمزان و دختر ابو لؤلؤة تحريك كرده‌اند تا جزئيات نقشه و ابعاد توطئه در